المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

282

التنبيه والإشراف ( فارسي )

از فرزندان او نيز سه كس كشته شدند : على اكبر و عبد الله كه كودك بود و ابو بكر هر سه پسران حسين بن على . از فرزندان حسن بن على نيز عبد الله و قاسم و از فرزندان عبد الله بن جعفر بن ابى طالب ، عون و محمد و از فرزندان عقيل بن ابى طالب پنج كس : مسلم و جعفر و عبد الرحمن و عبد الله پسران عقيل و محمد بن ابى سعيد بن عقيل كشته شدند . عبد الله بن زبير نيز از بيعت يزيد كه او را مست شرابخواره ميناميد امتناع ورزيد و حاكم او را از مكه بيرون كرد و نامه به تحقير يزيد و تذكار بدكاريهاى او به اهل مدينه نوشت و گفت كه وى را در جنگ با يزيد كمك كنند و حاكم او را برون كنند . مردم مدينه عامل يزيد را با مروان بن حكم و فرزندانش با ديگر بنى اميه برون كردند و سوى شام فرستادند . يزيد مسلم بن عقبه مرى را با چهار هزار كس سوى مدينه فرستاد ، سران سپاه نيز چون زفر بن حارث كلابى و حبيش ابن دلجه قينى و حصين بن نمير كندى و عبد الله بن مسعده فزارى و غيره همراه وى بودند . يزيد براى بدرقه و سفارش آنها برون شد و ضمن سفارشها كه به مسلم بن عقبه ميكرد گفت : « اگر حادثه‌اى براى تو رخ داد كار با حصين بن نمير است وقتى بمدينه رسيدى هر كه تو را از ورود به آنجا مانع شد يا بجنگ برخاست شمشير ! شمشير ! به آنها رحم مكن و آنجا را سه روز چپاول كن و زخميان را بيجان كن و فراريان را بكش و اگر با تو معارضه نكردند سوى مكه برو و با ابن زبير جنگ كن اميدوارم خدا تو را بر او ظفر دهد . آنگاه يزيد در اثنايى كه پرچمها ميگذشت و او بر بلندى بود و سپاه او را احاطه كرده بود شعرى بدين مضمون خواند : وقتى كار روشن شد و پرچمها در وادى القرى فرود آمد به ابو بكر بگو آيا اين سپاه مست است يا سپاه كسى است كه بيدار بوده و بخواب نبوده است . ابو بكر و ابو خبيب كنيهء ابن زبير بود . مسلم سوى مدينه رفت و مردم آنجا خندقى را كه پيغمبر صلى الله عليه و سلم